نویسنده در این کتاب راجب مشکلاتی که این سندرم برایش ایجاد کرده است برایتان سخن میگوید. او می گوید که دچار سندرم تورت کامل است و این سندرم باعث می شود به طور ناخودآگاه صداهایی از خود در بیاورد شبیه به صدای پارس کردن سگ! او می گوید با وجود این سندرم رفتن به کتابخانه یا سینما و یا مکان های عمومی اینچنینی غیر ممکن است، در ادامه از تحقیر و تمسخر شدن از سوی معلمین و هم کلاسی هایش در فضای مدرسه و از پدر و مادرش در خانه می گوید. او مثال بارز یک کوه قوی بدون پشتوانه است.
آیا سندرم تورت باعث شد که برد کوهن از زندگی کردن ناامید شود؟ خیر اتفاقا برعکس برد می گوید بعد از دیدن این شرایط تصمیم گرفت تبدیل به معلمی موثر و مهربان شود. او از این بیماری یک پله برای پیشرفت درست کرد.
مطالعه کردن این کتاب برای کسانی که به این سندرم مبتلا هستند به شدت توصیه می شود. او می گوید که من اینجا هستم تا تفاوتی در نگرش انسانها ایجاد کنم و بدانند که دانش الزام است و جهل، سعادت نیست

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.