ما جدایی های زیادی را در زندگی تجربه می کنیم، مثل جدایی از دوستی صمیمی یا ازدست دادن شخصی که برایمان زیادی عزیز است. یکی از انواع جداییها، جدایی از کسی است که روزی خالصانه و با تمام قلبمان عاشقش بوده ایم. گاهی اوقات شرایط طوری پیش می رود که دیگر نمی توانیم در رابطه ای عاشقانه بمانیم و مجبوریم تن به جدایی بدهیم. احساساتی که هر کسی در این دوره تجربه می کند متفاوت است و کنارآمدن با دل شکستگی بستگی به خود آدم دارد. نویسنده ی این کتاب نیز یک جدایی را تجربه کرده است و با نوشتن اشعاری کوتاه سعی کرده تا احساساتش را بروز دهد و قلب خود را سبک کند.
آکیرا نویسنده کتاب ۳۶۵ روز بدون تو، احساسات خود را به صورت روزانه یادداشت کرده است و ما از روز اول سیر تحول عاطفی او را دنبال می کنیم. اکثر اشعار او تنها در حد یک یا دو خط هستند؛ اما احساساتی که درون کلمات جای داده است بسیار بزرگ و تأثیرگذار هستند. اشعار او تمامی افکاری را شامل می شوند که هر شخصی در یک جدایی تجربه می کند. در برخی از روزها او به این فکر می کند که چرا اوضاع اینطور پیش رفت؟ در روزهای دیگر از دلتنگی، قلبش به درد آمده است و در برخی روزها حتی دیگر دلش نمی خواهد به آن آدم فکر کند.
جالب این است که اسم کتاب 365 روز بدون تو است و اکثر افراد تصور می کنند که یادداشت های نویسنده در طی یک سال نوشته شده اند؛ اما برخلاف تصور، اشعار این کتاب تنها تا روز دویستُم (۲۰۰ام) را شامل می شوند. شاید برای این باشد که غم او را از پای درآورده و دیگر حتی با نوشتن احساساتش هم نتوانسته از دل شکستگی اش فرار کند. شاید هم راه دیگری برای کنارآمدن با عواطف خود پیدا کرده است. برخی از خوانندهها نیز عقیده دارند که راوی کتاب بعد از ۲۰۰ روز خودکشی کرده است.
کتاب سیصد و شصت و پنج روز بدون تو، به دلیل داشتن نثری روان و مینیمال محبوبیت بسیار زیادی بین مردم پیدا کرده است. نوشتههای این کتاب روزانه در اینستاگرام، توییتر و تیک تاک به اشتراک گذاشته می شود و همین اشتیاق و کنجکاوی افراد را برای خواندن آن افزایش داده است

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.