کتاب مسخ داستان گرگورسامسا است. فروشنده ای دوره گرد که تمام زندگی اش را کار کرده تا خرج خانواده اش را بدهد و بدهیهای پدرش را بپردازد. همه چیز طبق روال همیشگی پیش می رود تا اینکه یک روز از خواب بیدار می شود و می بیند به سوسک تبدیل شده است. اولین چیزی هم که به ذهنش می رسد این است که دیرش شده و باید به سر کار برود.
خانواده گرگور اول با ترس و شوک با این اتفاق روبه رو می شوند. مادرش میان ترحم و ترس گیر می کند. پدرش با خشونت با او رفتار می کند و خواهرش، گرته، تنها کسی است که از او مراقبت می کند، برایش غذا می آورد و اتاقش را تمیز می کند. اما کم کم او هم خسته می شود.
از آنجا که گرگور دیگر سر کار نمی رود، خانواده مجبور می شود برای تأمین هزینه های زندگی دست به کار شود. پدر، مادر و خواهر هرکدام باید به شکلی پول دربیاورند و کم کم حضور گرگور در خانه، از یک فاجعه خانوادگی به یک مزاحمت دائمی تبدیل می شود.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.