ذهن حواسجمع دو بخش مهم را دربرمیگیرد، بخش اول به حواس پرتی و شکل دادن تربیتی جدید در برابر عوامل پرتکنندهی حواس بازمیگردد. در این بخش متوجه میشویم که سم زدایی دیجیتال یا انداختن تمام تقصیر به گردن گوشیهای هوشمند و اینترنت راهحل حواسپرتی در دنیای امروز نیست!.
ایدهی نوشتن این کتاب از یک خاطرهی نیر ایال با دخترش شروع شد. او و دخترش در حال بازی فکری بودند و در بخشی از این بازی قرار بود درمورد این صحبت کنند که اگر یک توانایی مافوق بشری داشته باشند، دوست دارند آن چه توانایی باشد؟ نیر ایال اعتراف میکند که در این لحظه سرگرم یک اعلان (نوتیفیکیشن) روی گوشی همراهش شده و اصلا نفهمیده که دخترش چه چیزی گفته. بعد از این اتفاق به این جمع بندی رسیده که ممکن است در دوستیهایی که بهخاطر بیتوجهی از دست میروند، پایین بودن بهره وری و خطاهای زیاد در حین کار یک حلقه ی مشترک وجود داشته باشد و آن حواسپرتی است.
در ادامه نیر ایال میگوید که سعی کرد سهل انگاریاش را با کنار گذاشتن گوشی و وقت گذراندن بیشتر با همسر و فرزند خود جبران کند. مثلا به جای توجه به اخبار از طریق گوشی همراه، اشتراک روزنامههای کاغذی را تهیه کند یا بیشتر با همسر و فرزندش وقت بگذراند. به همین دلیل این فرصت را برای پرسیدن از دخترش به دست آورد که در حین آن بازی جوابش چه بوده؟! و دخترش گفته است که توانایی صحبت با حیوانات را دوست داشته، چراکه تمام روز والدینش با گوشیهای هوشمند خود مشغول بودهاند و او به یک همصحبت نیاز داشته.
نیر ایال در این مورد میگوید «البته ناگفته نماند که طولی نکشید تا روزنامههای نخوانده روی هم تلنبار شدند و خودم هم با عوامل حواس پرتکنندهی دیگری مثل برنامههای خبری، مجلات و.. سرگرم شدم. در این نقطه بود که تصمیم گرفتم مسئولیت بپذیرم و به دنبال راهکار عمیقتری برای حل این مشکل باشم.» او از همین نقطه شروع به طراحی کتابی کرد تا حواسپرتی را به شکلی عملی از بین ببرد یا حداقل کمرنگ کند. او در طی تحقیقاتش با این حقیقت مواجه شد که حواسپرتی چیز مدرنی نیست که تمام تقصیرها را به گردن دیجیتالیسم بیندازیم! افلاطون حواسپرتی را اینطور توصیف کرده: «عملی که انسان علیه منطق و شعور برترش انجام میدهد!» پس چیز جدیدی نیست

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.