کتاب کار نشد نداره با تکیه بر زندگی و تجربه های ماری فورلئو شکل گرفته است؛ زنی که از شغل های متنوع و گاهی نامرتبط، از بورس وال استریت تا مجلات مد و رستورانها عبور کرده تا در نهایت به کاری برسد که با روحیه و استعدادش هماهنگ است. او در این مسیر یک جمله ی کلیدی از مادرش میآموزد: «کار نشد نداره»؛ باوری که به تدریج به ستون اصلی نگاه او به زندگی تبدیل می شود.
کتاب در فصلهای مختلف، این باور را از زاویه های گوناگون بررسی کرده است. از فصل های آغازین که با روایت کودکی ماری فورلئو، مادر سخت کوشش و رادیوی تروپیکانا شروع میشود تا فصل هایی که به طور مشخص روی ذهنیت، باورها و نقش آنها در شکل دادن به واقعیت تمرکز کرده است. در بخش هایی از کتاب، نویسنده به سراغ مثال های علمی و پژوهشی رفته؛ از آزمایشهای تلقین دارویی و تأثیر باور بر بدن تا نمونه های آموزشی مثل داستان ماروا کالینز و شاگردانش.
کتاب کار نشد نداره علاوه بر توضیح مفاهیم، ساختاری تمرینی هم دارد. در طول فصلها، تمرینها و چالشهای عملی متعددی پیشنهاد شده که خواننده را تشویق میکند فقط به خواندن اکتفا نکند و ایدهها را در زندگی روزمره امتحان کند. نویسنده در متن کتاب بارها بر اهمیت عمل کردن، نوشتن با دست، تکرار آگاهانه ی ایدهها و ساختن عادت های تازه تأکید کرده تا فلسفه ی شدنی بودن از سطح شعار به سطح رفتار روزمره منتقل شود.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.