تصور کنید فردریش نیچه، فیلسوف بزرگ و منزوی آلمانی، با یوزف برویر، پزشک پیشگامِ روان کاوی، در وینِ قرن نوزدهم ملاقات کند؛ نه در دنیای واقعی، بلکه در دنیایی که اروین یالوم با مهارتِ تمام آن را خلق کرده است. داستان «وقتی نیچه گریست» با یک درخواستِ دلهره آور شروع می شود: «آینده ی فلسفه ی آلمان درخطراست.» لو سالومه، در نامه ای به دکتر برویر، از او می خواهد که به وضعیتِ روحیِ دوستِ نابغه اش، نیچه، رسیدگی کند.
اما درمانِ مردی که معتقد است «رنج، بخشی جدایی ناپذیر از شکوهِ زندگی است»، کار سادهای نیست. دکتر برویر برای نزدیک شدن به نیچه، دست به یک بازیِ خطرناک میزند: او وانمود می کند که خود، نیازمندِ درمان است تا بتواند نیچه را به «بیان درمانی» ترغیب کند. این شروعِ یک بازیِ موش و گربه است که به سرعت از کنترل خارج می شود؛ جایی که دکتر متوجه میشود در حالِ درمان شدن توسطِ خودِ بیمار است!
اروین یالوم در این شاهکار، مرز میانِ روان شناسی و فلسفه را از بین می برد. ملاقات های این دو شخصیتِ بزرگ، تبدیل به مکالماتی عمیق درباره «معنای زندگی»، «نقش ضمیر ناخودآگاه»، «هراس از مرگ» و «رهایی از رنج» می شود. این کتاب نه فقط یک رمان، بلکه یک سفرِ اکتشافی به اعماقِ نقاطِ تاریکِ روح انسان است.
چرا «وقتی نیچه گریست» را بخوانیم؟
- اگر به دنبال داستانی هستید که همزمان شما را با اندیشه های فلسفیِ بزرگ آشنا کند و هم با تعلیقِ یک رمانِ جذاب پیش برود.
- اگر می خواهید با سبکِ منحصربه فردِ یالوم در روایتِ «داستان های درمانی» آشنا شوید.
- اگر شیفته ی تحلیلِ روان شناختیِ شخصیت های تاریخی هستید.
«وقتی نیچه گریست» یک اثر ماندگار در ادبیات معاصر است که به بیش از ۲۰ زبان ترجمه شده و خواندن آن، نگاه شما را به زندگی و رنج هایتان برای همیشه تغییر خواهد داد.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.